حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

250

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

تا حدّى مثل ديوان خلفاى عبّاسى بغداد تقليد ديوان ساسانى است و مانند آن در زيردست وزير يك عدّه صاحبان ديوانهاى ديگرى بوده است مانند صاحبان ديوان استيفا ( وزارت دارائى يا دخل و خرج ) و ديوان اشراف ( نظارت در خرج ) و ديوان بريد ( اطّلاعات يا خبرگزارى ) و ديوان اوقاف و ديوان قضا ( اجراى احكام شرع ) و ديوان رسائل يا انشاء ( دبيرخانهء امير و وزير ) و غيرها . اين تشكيلات عينا بعد از سامانيان بامراى جانشين ايشان مثل غزنويان و سلاجقه و خوارزمشاهيان منتقل شد و تا عهد مغول برجا بود و طبقهء وزيران و دبيران و مستوفيان كه مجريان و نگاهبانان اين طرز اداره بودند آن را دست بدست و از نسلى بنسل ديگر منتقل ميكردند و چون سلسله‌اى از ميان ميرفت به خدمت سلسلهء نو درمىآمدند و همان سيرهء پيشين را مجرى و مرعى ميداشتند . امّا بايد دانست كه اين نوع اداره در تمام ممالك سامانى مجرى نبود و تقريبا انحصار بماوراء النّهر و خراسان داشت چه عدّه‌اى از نواحى تابع سامانيان مثل چغانيان و جوزجانان و خوارزم و جرجانيّه و سيستان و غزنه هر كدام خود تشكيلاتى متفاوت داشتند و در تحت امر امراى نيمه مستقلّ محلى سرميكردند و سامانيان به همان گرفتن تبعيت و تحميل فرمان خود بر ايشان قناعت ميورزيدند . از عهد امير اسماعيل و برادرش نصر در نتيجهء غزوات سامانيان در حدود بلاد كافرنشين تركستان عدّهء كثيرى از تركان باسيرى و غلامى بماوراء النّهر راه يافتند و در بخارا در گرد درگاه سامانى و در خدمت وزرا و اعيان و سرداران امرا جمع و در سلك چاكران ايشان درآمدند و بتدريج نفوذ اين غلامان تا آنجا رسيد كه از خواص حاجبان و مربيان شاهزادگان و فرزندان اعيان گرديدند و مانند سيمجوريان و البتكين و فايق و بكتوزون بمقامات عاليه رسيدند . غير از اين رؤساى ترك عدّهء فراوانى نيز از اين طايفه در جزء سپاه سامانى و در عداد نگاهبانان درگاه امرا داخل شدند و بتدريج در لشكر سامانى تركان جنگ‌آور غلبه كردند و در سپاهى كه بايد در مقابل سيل هجوم قبايل ترك توران كه از آن طرف